| X Close | ||
تبلیغات
موضوعات
لینک دوستان
آمار و اطلاعات
بازديـد هاي امـروز : 0
بازديـد هاي ديـروز : 0
بازديد هاي هفتـه : 0
بـازديـد هـاي مـاه : 0
کــل بــازديــد هــا : 0
ای منتقم بزرگ اسلام کوبنده دشمنان بد نام
خورشید جمال خود عیان کن برسوخته دلان نمای اکرام
ازرنج وفراق روی ماهت سوگند که روز ماست چون شام
کس نیست نهد به زخم مرهم یا آن که دهد به غصه فرجانم
وقت است بیا درانتظاریم یابن الحسن ای امید اسلام
تا چند زغم فسرده بودن وز تلخی کام وجور ایام
امروز ز کید و کینه دشمن دارد به سرش خیال بس خام
برخیز که حجت خدایی
فرزند امیر لافتایی
مائیم غریب این زمانه مرغان بدون آشیانه
اندر طیران قاف لا هوت با زمزمه های عاشقانه
دنیا ز جفا به ما بتازد بر مردم ما کند بهانه
ترسی زعدوی خود نداریم پابند ، نئیم به آب ودانه
ای حجت حق نمای نصرت برقلب ستم رویم نشانه
خواهیم زنی زخشم ونفرت بر پیکر کفر تازیانه
با دست یداللهی و غیبی در دوزخشان کنی روانه
تا بار دگر به باغ عالم گل های وفا زند جوانه
تا جان به تن جهانیان است گویند ز منجی زمانه
عالم شده معتکف به کویت
هر دم به مشام اوست بویت